..:: Welcome to Golpayegan University of Technology Studenets Weblog ::.. |
در پی اعلام نتایج مسابقات فوتبال دیروز تیم مکانیک ۸۶ در یک بازی پایاپای در ثانیه های آخر به تیم مکانیک ۸۵ باخت در اخر با نتیجه ۳بر ۱ باخت .


مهمونی می دیم اونهایی که دوست داریم و نداریم رو دعوت می کنیم. یواشکی به لباسای اونهایی که دوست نداریم می خندیم. بعد که رفتند با دوستهای خودمونیمون می شینیم به حرفهاشون می خندیم! توی مهمونی واسه همدیگه جوک ترکی می گیم! جوک لری می گیم! اصفهانی ها رو مسخره می کنیم. می گیم کاشونی ها ترسواند! رشتی ها بی غیرتند! کردها خرمتعصب هستند! آبادانی ها لاف می زنند!
پایین شهریها رو آدم حساب نمی کنیم! مرز بین پایین شهر و بالای شهر رو هم خودمون تعیین می کنیم! اونها که از قلهک پایینتر رو قبول ندارند شیک ترند! شهرستانی ها هم بهتره برند جلو بوق بزنند! وقتی یکی از فامیلهامون شهرستان زندگی می کنه و ما یهویی از دهنمون می پره فوری توضیح می دیم که طرف بخاطر شغلش که مدیر فلان کارخونه است اونجا زندگی می کنه!
برای ادامه به ادامه مطلب بروید . . .
۸۶ قهرمان میشه/خدا میدونه که حق شه/ به لطف یزدان و بچه ها/۸۶ قهرمان میشه
البته کار یه کم هم فرا فوتبالی شد چون بچه ها از فرصت استفاده کردند و به خاطر حضور آقای ملک محمدی و مهندس امام جمعه در سالن اعتراضات خودشون رو در قالب شعار های انتقادی به لحن خوبی اظهار داشتند . یه اتفاق نا گوار دیشب هم جا در رفتن دوباره کتف یکی از بچه ها بود که راهی بیمارستان شد و الهی شکر حالش خوبه . اما نتایج :
صنایع ۸۶ ۱۰ - ۴ مکانیک ۸۳
مکانیک ۸۶ ۱۲ - ۴ پرسنل
نتایج انتخابات انجمن علمی مکانیک سال تحصیلی ۸۷-۸۸ دانشکده فنی مهندسی گلپایگان از بین ۱۰ نامزد به ترتیب اکثریت آرا:
۱. محمدرضا خادمی (۸۶)
۲. محمد محمودیان (۸۶)
۳. سعید لاویان (۸۶)
۴. مجید آب نیلی (۸۶)
۵. سید احمد موسوی نیا (۸۶)




عمرت چه به صد رسد چه سیصد چه هزار
زین کهنه سرا برون برندت نا چار
گر پا د شهی و گر گد ای بازار
این هر دو به یک نرخ بود اخر کار
با عضویت در خبر نامه وبلاگ از تمامی اتفاقاتی که توی اون رخ میده توی ایمیلتون با خبر بشید . برای عضویت در قسمت پایین سمت راست وبلاگ نام و ایمیلتان را وارد کنید.
آقاي جَك رفته بود استخدام بشود ، صورتش را شش تيغه كرده بود و كروات تازه اش را به گردنش بسته بود ، لباس پلو خوري اش را پوشيده بود و حاضر شده بود تا به پرسش هاي مدير شركت جواب بدهد.
اقاي مدير شركت بجاي اينكه مثل نكير و منكر ، آقاي جك را سين جين بكند ، يك ورق كاغذ گذاشت جلوش و از او خواست تنها به يك سئوال پاسخ بدهد. سئوال اين بود:
شما در يك شب بسيار سرد و طوفاني ، در جاده اي خلوت رانندگي ميكنيد ، ناگهان متوجه ميشويد كه سه نفر در ايستگاه اتوبوس ، به انتظار رسيدن اتوبوس ، اين پا و آن پا ميكنند و در آن باد و باران و طوفان چشم براه معجزه هستند تا اتوبوس بيايد و آنها سوار شوند.
يكي از آنها پيره زن بيماري است كه اگر هر چه زودتر كمكي به او نشود ممكن است همانجا در ايستگاه اتوبوس غزل خداحافظي را بخواند.
دومين نفر، صميمي ترين و قديمي ترين دوست شما است كه حتي يك بار جان شما را از مرگ نجات داده است.
اما نفر سوم دختر خانم بسيار زيبا و جذابي است كه زن رويايي شما مي باشد و شما همواره آرزو داشتيد او را در كنار خود داشته باشيد .
حال اگر اتوموبيل شما فقط يك جاي خالي داشته باشد ، شما از ميان سه نفر كداميك را سوار ماشين تان مي كنيد؟؟؟
پير زن بيمار؟؟ دوست قديمي؟؟ يا آن دختر زيبا را ؟؟
جوابي كه آقاي جك به مدير شركت داد، سبب شد تا از ميان دويست نفر متقاضي، برنده شود و به استخدام شركت درآيد.
و اما پاسخ آقاي جك:
آقاي جك گفت: من سوييچ ماشينم را ميدهم به آن دوست قديمي ام تا پير زن بيمار را به بيمارستان برساند و خود من با آن دختر خانم در ايستگاه اتوبوس ميمانم تا اتوبوس از راه برسد و ما را سوار كند.
با تشکر از دوست خوبم آقا سینا .
در تصاویر حكاكی شده بر سنگهای تخت جمشید
هیچكس عصبانی نیست و هیچ كس سوار بر اسب نیست!
هیچ كس را در حال تعظیم نمی بینی!
برده داری مرسوم نیست!
در بین این همه پیكر تراشیده شده حتی یك تصویر هم برهنه نیست!
***یادمان بماند كه چه بودیم و چه شدیم***
تحلیل
سیستم عبارتست از تفکیک یک سیستم به اجزای تشکیل دهنده آن در راستای مطالعه چگونگی اینکه این اجزاء چگونه باهم در ارتباط هستند و با هم کار می کنند. آنالیز ساخت یافته یکی از اولین استراتژی هایی بود که برای تحلیل سیستمهای اطلاعاتی و کامپیوتری توسعه یافت. آنالیز ساخت یافته مدرن یک تکنیک پردازش مرکزی است که در مدلی برای یک سیستم استفاده می شود.
با تشکر از دوست خوبم آقا سینا که زحمت این مطلب رو کشیدند .
برای خواندن ادامه مطلب به ادامه مطلب بروید .
دانلود کامل آلبوم یک شاخه نیلوفر محسن چاووشی!!!

چند روز پیش که داشتم تو گوگل به شدت دنبال آلبوم یک شاخه نیلوفر محسن عزیز میگشتم به این تیتر رسیدم و سریعا وارد سایت شدم !
اونجا لینک دانلود کامل آلبوم بود ولی قبل از اون یه مطلب نوشته شد بو که خیلی برام جالب بود ُ مبنی بر اینکه : از تمامی هوادارای چاووشی خواهش میکنیم که برای حمایت از محسن چاووشی به جای دانلود آهنگ ها از اینترنت .سی دی مجاز آلبوم که تو بازار پخش شده رو خریداری کنید!!
ما هم که خودمون از عاشقای چاووشی بودیم آهنگ ها رو دانلود نکردیم !!
ولی نکته جالب اینکه آیا همه این کارو میکنن یا اینکه آهنگ های چاووشی با سرعت نور تو کشور و حتی خارج از اون پخش میشه ؟؟؟!!
در آخر یه خواهشی که دارم اینه که اگه واقا محسن و کاراش رو دوست دارید حتی اگه آهنگ ها رو گیر آوردید یه نسخه از آلبوم توی بازار رو خریداری کنید . با این کار میتونیم امیدوار باشیم که این آلبوم پر فروش ترین آلبوم تاریخ موسقی ایران لقب بگیره...
با آرزوی موفقیت روز افزون شما عزیزان و محسن عزیز.
نظر هم بدید بد نیست!!!
پروفسور حسابی چند نظریه مهم در علم فیزیک داشتند که مهم ترین و آخرین آن ها نظریه بی نهایت بودن ذرات بود , در این ارتباط با چندین دانشمند اروپایی مکاتبه و ملاقات می کنند و همه آنها توصیه می کنند که بهتر است که بطور مستقیم با دفتر پروفسوراینشتن تماس بگیرد بنابراین ایشان نامه ای همراه با محاسبات مربوطه را برای دفتر ایشان در دانشگاه پرینستون می فرستند بعد از مدتی ایشان به این دانشگاه دعوت میشوند و وقت ملاقاتی با دستیار اینشتن برایشان مشخص میشود پس از ملاقات با پروفسور شتراووس به ایشان گفته می شود که برای شما وقت ملاقاتی با پروفسور اینشتن تعیین می شود که نظریه خود را بصورت حضوری با ایشان مطرح کنید. پروفسور حسابی این ملاقات را چنین توصیف می کنند:
وقتی برای اولین باربا بزرگترین دانشمند فیزیک جهان آلبرت اینشتن روبه رو شدم ایشان را بی اندازه ساده , آرام و متواضع یافتم و البته فوق العاده مودب و صمیمی! زودتر از من در اتاق انتظار دفتر خودش , به انتظار من نشسته بود و وقتی من وارد شدم با استقبالی گرم مرا به دفتر کارش برد و بدون اینکه پشت میزش بنشیند کنار من روی مبل نشست , نظریه خود را در ارتباط با بی نهایت بودن ذرات برای ایشان توضیح دادم ، بعد از اینکه نگاهی به برگه های محاسباتی من انداختند ، گفتند که ما یکماه دیگر با هم ملاقات خواهیم کرد
یکماه بعد وقتی دوباره به ملاقات اینشتن رفتم به من گفت : من به عنوان کسی که در فیزیک تجربه ای دارم می توانم به جرات بگویم نظریه شما در آینده ای نه چندان دور علم فیزیک را متحول خواهد کرد باورم نمی شد که چه شنیده ام , دیگر از خوشحالی نمی توانستم نفس بکشم , در ادامه اما توضیح دادند که البته نظریه شما هنوز متقارن نیست باید بیشتر روی آن کار کنید برای همین بهتر است به تحقیقات خود ادامه دهید من به دستیارم خواهم گفت همه امکانات لازم را در اختیار شما بگذارند, به این ترتیب با پی گیری دستیار و ارسال نامه ای با امضا اینشتن، بهترین آزمایشگاه نور آمریکا در دانشگاه شیکاگو، باامکانات لازم در اختیار من قرار دادند و در خوابگاه دانشگاه نیز یک اتاق بسیار مجهز مانند اتاق یک هتل در اختیار من گذاشتند , اولین روزی که کارم را در آزمایشگاه شروع کردم و مشغول جابجایی وسایل شخصی بر روی میزم و کشوهای آن بودم , متوجه شدم یک دسته چک سفید که تمام برگه های آن امضا شده بود در داخل یکی از کشوها جا مانده است , بسرعت آن را نزد رئیس آزمایشگاه بردم و مسئله را توضیح دادم , رئیس آزمایشگاه گفت این دسته چک جا نمانده متعلق به شما است که تمام نیازمندیهای تحقیقاتی خود را بدون تشریفات اداری تهیه کنید این امکان برای تمام پژوهشگران این آزمایشگاه فراهم شده است , گفتم اما با این روش امکان سواستفاده هم وجود دارد؟ او در پاسخ گفت درصد پیشرفت ما از این اعتماد در مقابل خطا های احتمالی همکاران خیلی ناچیز است
بعد از مدتها تحقیق بالاخره نظریه ام آماده شد و درخواست جلسه دفاعیه را به دانشگاه پرینستون فرستادم و بالاخره روز دفاع مشخص شد , با تشویق حاضرین در جلسه , وارد سالن شدم و با کمال شگفتی دیدم اینشتن در مقابل من ایستاد و ابراز احترام کرد و به دنبال او سایر اساتید و دانشمندان هم برخواستند , من که کاملا مضطرب شده و دست وپای خود را گم کرده بودم با اشاره اینشتن و نشتستن در کنار ایشان کمی آرام تر شده، سپس به پای تخته رفتم شروع کردم به توضیح معادلات و محاسباتم و سعی کردم که با عجله نظراتم را بگویم که پروفسور اینشتن من را صدا کرده و گفتند که چرا اینهمه با عجله ؟ گفتم نمی خواهم وقت شما و اساتید را بگیرم ولی ایشان با محبت گفتند خیرالان شما پروفسور حسابی هستید و من و دیگران الان دانشجویان شما هستیم و وقت ما کاملا در اختیار شماست
آن جلسه دفاعیه برای من یکی از شیرین ترین و آموزنده ترین لحظات زندگیم بود من در نزد بزرگترین دانشمند فیزیک جهان یعنی آلبرت اینشتن از نظریه خودم دفاع می کردم و و مردی با این برجستگی من را استاد خود خطاب کرد و من بزرگترین درس زندگیم را نیز آنجا آموختم که هر چه انسانی وجود ارزشمندتری دارد همان اندازه متواضع، مودب و فروتن نیز هست . بعد از کسب درجه دکترا اینشتن به من اجازه داد که در کنار او در دانشگاه پرینستون به تدریس و تحقیقاتم ادامه دهم
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|